خانواده

در این سایت به موضوعات خانوادگی نگاهی کاربردی و امیدبخش می شود.

نگاه زیبا و زیبایی نگاه

زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌کشی کردند
روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که
همسایه‌اش درحال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت:  
لباس‌ها چندان تمیز نیست. انگار نمی‌داند چطور لباس بشوید 
احتمالا باید پودر لباس‌شویی بهتری بخرد
همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت
هربار که زن همسایه لباس‌های شسته‌اش را برای خشک شدن
آویزان می‌کرد، زن جوان همان حرف را تکرار می‌کرد تا اینکه
حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباس‌های تمیز روی بند رخت
تعجب کرد و  به همسرش گفت:  
یاد گرفته چطور لباس بشوید. مانده‌ام که چه کسی
درست لباس شستن را یادش داده؟
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و
پنجره‌هایمان را تمیز کردم!
  
زندگی هم همینطور است:
وقتی که رفتار دیگران را مشاهده می‌کنیم،
آنچه می‌بینیم به درجه شفافیت پنجره‌ای که از آن مشغول
نگاه‌کردن هستیم بستگی دارد
  
قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود
در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم:
آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن فردی که
می‌بینیم ،در پی دیدن جنبه‌های مثبت او باشیم؟
 

+ ; ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٤
    پيام هاي ديگران ()   

خانواده خود را بیشتر بشناسید؟

 آیا می دانید که به دلیل تکراری بودن زندگی روزمره،
بیشتر افراد نمی توانند خانواده خود را بشناسند؟
آیا می دانید که بیشتر مردم به زندگی خانوادگی خود عادت کرده اند،
و به همین دلیل آن را نمی شناسند؟
آیا می دانید که علت عدم اصلاح خانواده،
به دلیل ندیدن و نشناختن آن است؟
آیا می دانید برای اینکه مانعی از سر راه برداشته شود،
باید اول دیده و شناخته شود؟
پس اگر در مورد خانوده خود مساله یا مشکل یا بحرانی دارید و
از وضعیت خانوادگی خود ناراحت و ناراضی هستید
مهمترین کار دیدن دقیق و شناختن وضعیت خانواده است.
و لازمه شناختن نیز بیرون آمدن از
روزمرگی،تکراری بودن،و عادتی برخورد کردن با آن است.
و نمی توان چنین کاری را عملی کرد
مگر با توجه و دقت در رفتارها و گفتارهای خانواده.
پس دفتری بردارید
و بدون آنکه عجله ای داشته باشید
به مشاهده دقیق خانواده بنشینید و آنچه می بینید و می شنوید را یادداشت کنید.
و طی یکماه نتایج بررسی تان را تحلیل کنید
و عوامل کلیدی و ریشه ای مسائل را استخراج کنید
و در صورت نیاز به یک مشاور مراجعه و از او نیز راهنمایی بخواهید.
اما در این یکماه به نکات زیر دقت کنید:
1. چه واژه هایی بیشتر توسط خانواده استفاده می شود؟
2. واکنش های تکراری خانواده بیشتر در قبال چه واژه هایی بوده است؟
3. نقاط ضعف خانواده شما در چه زمینه هایی دیده می شود؟
4. نقاط قوت خانواده شما در چه زمینه هایی دیده می شود؟
5. سنت های خانوادگی شما چه چیزهایی هستند و چه اثری در خانواده دارند؟
6. رابطه خانواده بر پایه مردسالاری/زن سالاری/فرزندسالاری/عقل سالاری است؟
7. بیشترین خواسته های خانواده چیستند؟

+ ; ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۳۱
    پيام هاي ديگران ()   

نگاهی از بیرون به خودم

همه ما در زندگی و خانواده خود با مسائل و مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنیم.
و اغلب در برابر آنها ناراحت و غمگین و گله مند هستیم.
که چرا کسی به فکر ما نیست،و چرا کمکی به ما نمی شود،....
پس تا کی این همه کمبود و مشکل را باید تحمل کنیم،چرا خدا کاری نمی کند...
و به این ترتیب بیشتر وقت مان به این فکرها و خودگویی ها و بحث ها می گذرد.
تا این که روزی به دیدن فیلمی از خود دعوت می شوید.
که هم تماشاگر هم بازیگرید.خودتان را به تماشا می نشینید و چیزهایی را می بینید که گویا تا امروز نبودند یا شما نمی دیدید.و با خود می گویید:
آری من می بینم که هنوز دو دست سالم دارم
دو پای سالم و پر توان دارم
دو چشم سالم و پر نور دارم
دو گوش سالم و قوی دارم
بینی سالم دارم
مغزی برای یادگیری و تفکر و تصمیم گیری و انتخاب درست دارم
قلبی برای زندگی پاک دارم
و آن قدر چیزهایی که تا کنون نمی دیدم و با آنها کارهای زیادی می توانستم انجام دهم .که تا کنون از آنها استفاده نمی کردم.
آری الان می دانم که مسائلی دارم و امکاناتی که می توانم با استفاده درست از آنها در جهت رفع مسائل خانواده و زندگی ام قدم بردارم.
یادمان باشد که در لحظه ای که گلایه و ناراحتی می کنیم یاد زمان هایی که اوضاع خوبی داشتیم هم باشیم.یاد چیزهایی که داریم نیز باشیم و برای تغییر وضع زندگی تلاش کنیم تا شاید همه چیز دوباره به گونه ی دیگری شود.

+ ; ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢٧
    پيام هاي ديگران ()   

دو نکته مهم قبل از ارتباط با جنس مخالف

١. بیشتر افراد این گونه می اندیشند که
برای شناختن دیگران باید با آنها ارتباط داشته باشند.

٢. و باز بیشتر آنها تصور می کنند برای برقراری ارتباط با هر کسی، 
باید به او علاقه داشته باشند،
در غیر این صورت نیازی به آشنایی و شناختن او وجود ندارد!

٣. و باز بیشتر افراد تصور می کنند
برای این که بهتر و بیشتر بتوانند همدیگر را بشناسند،
حتما باید خیلی زیاد با هم در ارتباط باشند.

۴. اما دو نکته مهم را نباید هرگز فراموش کرد:
         الف) علاقه به یک چیز یا یک شخص، مانع از شناختن او می شود.
                علاقه تصویری خوب و مناسب از کسی در ذهن ایجاد می کند
                که مانع شناخت منطقی و عقلانی می شود.
                قاعده منطقی و عقلانی برای علاقمندی به یک نفر، این است که علاقه
                پیامد طبیعی آشنایی و شناخت باشد.در غیر این صورت بدون آشنایی با
                او،به چه چیزی از طرف مقابل علاقه مندخواهد بود؟

        ب) ارتباط بیشتر با یک نفر الزاما به آشنایی و شناخت بیشتر او منجر نمی شود.
             اگر ارتباط با علاقه به یک نفر برقرار باشد، ارتباط بیشتر فقط به تکرار روزهای 
             قبل و وابستگی بیشتر منجر می شود.نباید فراموش کنیم که عادت به یک 
             چیز یا یک شخص مانع جدی برای آشنایی و شناخت آن خواهد بود.و
             بیشتر روابط بین افراد نیز، عادت آنها به هم است نه فرصتی برای شناختن!
            
۵. پس در صورتی که مایل به رابطه با فردی به خصوص با جنس مخالف خود هستید، تا برای برقراری رابطه عمیقتر همچون ازدواج به شناخت دقیق و درستی دست یابید، حتما به این دو نکته توجه کنید که بدون علاقه و عادت به رابطه وارد و ادامه دهید. در غیر این صورت شما تنها با تصوراتتان از طرف مقابل به سر برده اید و هیچ شناخت قابل اتکایی نیز به دست نیاورده اید.

+ ; ٢:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢۱
    پيام هاي ديگران ()   

آیا تشکیل خانواده مشکلات فردی را از بین می برد؟

بسیاری از خانواده ها معتقدند  که اگر جوانی ازدواج کند، مشکلات اخلاقی و رفتاری و فکری و روانی او از بین می رود.
با چنین باوری بسیاری از والدین اصرار بر ازدواج جوانان می کنند تا مساله و مشکلی که در خانواده برایشان پیش آمده را حل نمایند.
در واقع والدین برای این که خیال خود را راحت کنند و از مشکل پیش آمده خود را آزاد کنند و از احساس گناه و عذاب وجدان نیز خلاصی یابند که وظیفه شان را در قبال فرزندشان انجام داده اند، این کار را عملی می کنند.
اما آیا واقعا با ازدواج مسائل اخلاقی،فکری،رفتاری،و روانی جوانان حل شده و به سلامتی و تعادل دست خواهند یافت؟
آیا واقعیت های موجود جامعه از ترویج ازدواج آسان به هر طریقی که شده توانسته است به شکل گیری خانواده های موفق و پایدار منجر شود؟
آیا واقعا ندیدن و نشنیدن مسائل و بحران های جوانمان به دلیل دور شدن از خانه، به معنای حل شدن مسائل اوست؟
آیا عاقلانه است که فردی با مسائل و مشکلات زیاد را در کنار فرد دیگری با مسائل و مشکلات خاص خودش قرار دهیم و انتظار داشته باشیم که زندگی خوبی داشته باشند؟
واقعیت این است که قبل از ازدواج لازم است بینش درست زندگی کردن و مهارتهای زندگی موفق را به فرزندانمان بیاموزیم، تا آنها با قابلیت های زیادی وارد زندگی مشترک شوند،نه با مشکلات و مسایل فراوان و بحران های زیاد.
ازدواج و تشکیل خانواده ذاتا با مسائل و تغییرات جدیدی افراد را مواجه می سازد که به اندازه خود استرس آفرین و مشکل ساز می توانند باشند.و اگر افرادی با مسائل فردی خودشان به این جریان وارد شوند نه تنها مشکلات آنها حل نمی شود بلکه سرعت آسیب پذیری آنها بالاتر می رود.
ازدواج زمانی مصونیت ایجاد می کند که با رشد و آگاهی و توانایی های مناسب فردی و شخصی دختر و پسر رخ دهد و گرنه غیر از ناکامی و بحران نصیبشان نخواهد شد.

+ ; ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٩
    پيام هاي ديگران ()   

آیا شما این فرد را می شناسید؟

داستان واقعی زیر را بخوانید و
حدس بزنید او چه کسی است.و
اگر شما شرایط او را داشتید با خودتان چه می کردید؟

بچه ای به دنیا آمد.
او کور رنگ بود و غیر از نور بنفش را نمی دید.
او تا ۴ سالگی نتوانست سخن بگوید.
او روان پریش بود.
نارسایی قلبی آریتمیا داشت که رنج بسیاری می برد.
او مشکلات تنفسی و شنوایی نیز داشت و الگوهای صوتی غیر عادی داشت.
٢بار حمله فلجی داشت که در ۵١ سالگی پاهایش،دست راستش،نیمی از دست چپش،دیافراگم،دهانش فلج شدند.

اگر شما چنین فردی در زندگی تان بود چگونه رفتار و رابطه ای با او داشتید؟
به نظر شما او چگونه زندگی ای داشته است؟
آیا او با این همه مشگلات و نارسایی ها، زندگی موفق و موثری داشته است؟
آیا شما او را می شناسید؟
آیا می دانید که او :
او لیسانس خود را در روانشناسی و دکتری خود را در روانپزشکی گرفت.
رئیس بخش روانپزشکی بیمارستان ایالتی ورستر ماسوچست شد.
مدیر آموزش و پژوهش روانپزشکی بیمارستان الوئیز میشیگان شد.
ریس موسسه جامعه ی هیپنوتیزم بالینی آمریکا شد.و .....
افراد بسیار زیادی را درمان کرد.که درمان های غیر قابل باوری داشته است.
اثر او در روانشناسی و روانپزشکی کم نظیر بوده است.
او میلتون اریکسون معروف ترین و اثر گذارترین هیپنودرمانگر آمریکایی است.
آیا می دانید که اریکسون چگونه توانست چنین عملکرد موثر و مفیدی را از خود نشان دهد؟
آیا می دانید چگونه می توان از آنچه که داریم و قابلیت های خود آگاه شویم و آنها را فعال سازیم و در حسرت نداشته هایمان،خود را نابود نسازیم؟و یا به داشته های دیگران حسد نورزیم؟
نکته مهم این که چگونه بسیاری از انسانها با داشتن همه آن چه که او ندارد، کارهای اولیه خودشان را هم نمی توانند درست انجام دهند اما او ....
با روشهایی که اریکسون ارائه کرده می توان از همه قابلیت های خود بهره لازم را برد.

+ ; ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٧
    پيام هاي ديگران ()   

آیا می خواهی راحت زندگی کنی؟

برای تجربه یک زندگی راحت موارد زیر را تمرین کنید:
١. خیلی وقت ها لازم نیست کاری انجام دهید یا چیزی بگویید.انجام ندادن کاری و نگفتن چیزی یک انتخاب درست و به موقع است که به طور مرتب، راحتی و آسایش زیادی را به دنبال می آورد.
٢. لازم است در بیشتر زمان ها به دیگران حتی نزدیکان خود کاری نداشته باشید. یعنی در زندگی و کار آنها مداخله نکنید.اجازه بدهید آنها به سراغ شما بیایند یا از شما سوالی بپرسند یا کمکی بخواهند.
٣. برای راحت زندگی کردن،کافی است سخت گیر نباشید.یعنی خیلی چیزها خودشان به سرعت عبور می کنند اما شما تا مدتهای زیادی درگیرشون می مانید.برای این که درگیر اونها نشوید یک کار ساده می توانید انجام دهید.هر چیزی که درگیرتان می کند یعنی برایتان خیلی جدی است پس ذر برابر فکری که رهایتان نمی کند، یک فکر خنده دار بسازید و با خودتان تکرار کنید.مطمئن باشید اثر عمیقی دارد.
۴. برای زندگی راحت،مراقب باشیم که راحتی و آسایش کسی را به هم نزنیم تا او یا دیگران راحتی من را خراب نکنند.به خصوص مراقب نزدیکترین ها باشیم که بیشتر باعث سلب آسایش و راحتی آنها می شویم.
۵. در برابر هر چیزی که شما را ناراحت می کند و راحتی را از شما می گیرد، به سرعت از خودتان بپرسید "من همین الان چگونه می توانم به افزایش راحتی و تغییر وضعیتم کمک کنم؟" در برابر این سوال باید پاسخ هایی که قابل انجام توسط خود شما هست داده شود و یکی از آنها انتخاب شود.
راحتی در زندگی مسوولانه شکل می گیرد و سختی در زندگی غیر مسوولانه!

+ ; ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

یک درجه تغییر سرنوشت ساز

هر زاویه ای که بین دو خط تشکیل می شود از صفر تا ۱۸۰ درجه را تشکیل می دهد.
این دو خط به شکل های مختلفی در زندگی روزانه در موقعیت های زیادی تکرار
می شود.

چند مثال برای تفکر در نقش و اثر یک درجه ی اضافه در هر رابطه ای را مطرح
می کنم:
۱. فرض کنید با ماشینی در تیغه ی پرتگاهی قرار گرفته اید.هر تلاش و حرکتی  که باعث شود زاویه ی ماشین با پرتگاه یک درجه کم شود، شما سقوط و نابود خواهید شد!
۲. دور موتور ماشینی تا ۷۰ قابل افزایش و تحمل است اما فقط یک درجه اضافه و درجه ۷۱ سبب توقف و خسارت زیاد به ماشین خواهد شد.
۳. مایع برای یخ زدن و یا مواد غذایی برای سالم ماندن در دمای خاصی منجمد
می شوند و تا زمانیکه به آن دما نرسیده باشد امکان تغییر شکل و فساد آن زیاد است.حتی اگر یک درجه تا انجماد مانده باشد فرایند نگهداری درست عمل نخواهد کرد.
۴. برای تبدیل مایع به بخار و به حرکت درآمدن یک ماشین از نیروی آن بخار حرارت خاصی مورد نیاز است که تا زمانیکه درجه حرارت مایع به آن نقطه نرسد،بخار تشکیل نخواهد شد و حرکت و تغییری هم در ماشین رخ نخواهد داد.حتی اگر یک درجه به نقطه جوش و تشکیل بخار مانده باشد هیچ کمکی در به راه افتادن ماشین نخواهد شد.اما خود آن یک درجه هم پیامد پذیرش تمامی درجه حرارت های پایین تر از خودش است.
۵. فشار خون فردی تا جایی بالا یا پایین می تواند برود اما اگر به مرز پایین ترین یا بالاترین درجه خود برسد کفایت می کند که یک درجه تغییر در آن رخ دهد و مشکلات بسیاری را برای او پدید آورد.
از این مثال ها و موارد بسیار زیاد دیگر می توان نتیجه گرفت که می توان با بررسی و شناخت وضعیت خود و خانواده از بروز خطرات غیر قابل جبران پیشگیری کرد آن هم فقط با یک درجه!مثلا اگر وضعیت تنش و فشار کسی خیلی نامناسب است با یک کار کوچک یک درجه از فشار و تنش او را پایین بیاوریم تا سقوط،انفجار،انهدام یا ... رخ ندهد.مثلا با یک نوازش،بوسیدن،هدیه دادن،کمک در کارها،....
و یا با بررسی و شناخت وضعیت خود و خانواده می توان صبوری کرد تا شرایط یک کار بزرگ و ارزشمند برایمان پیش بیاید.یعنی اجازه دهیم هر چیز سازنده ای به نقطه تمامیت و کمال خود برسد هر چند با فشار و حرارت و سختی همراه باشد.مثلا تا آب به نقطه جوش نرسیده چای درست کردن با آن فایده ای ندارد.
یادمان باشد اگر از این پس، خودمان یا اطرافیانمان در مسیر رشد شخصی و بالندگی تحت فشار و تنش و سختی ظاهری قرار می گیرند چندان نگران نباشیم، چرا که پیامد بسیار خوبی خواهد داشت.
پس سعی نکنیم با تغییر شرایط سازنده و دلسوزی ها و مهربانی های نابجا -مثل خاموش کردن آتش زیر کتری و ممانعت از به جوش آمدن آن- خودمان را راحت کنیم و از دست یافتن به قابلیت های باارزش محروم شویم. یاد بگیریم که هر مزد بی کار،گنج بی رنج،طاووس بدون جور هندوستان فقط یک وهم و خیالبافی است.

+ ; ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٠
    پيام هاي ديگران ()